خاک پای شما پیام قرنی

- تقدیم به کلنل علینقی خان وزیری ، اول اصلاحگر موسیقی ایران ، که از طرف برخی بزرگان ! متهم به این است که چرا نوت را به ایران وارد کرد ؟ و چرا موسیقی ایران را با نوت نوشت ؟ چرا از انگشت شست دست چپ در نواختن تار استفاده کرد ؟ و چرا اپرا و تئاتر بر روی اشعار حافظ و سعدی ساخت و هنگسازی کرد ؟ چرا تارهای بم و باس را اختراع کرد و درارکستراسیون سازهای ایرانی از آنها برای ایجاد هارمونی بهره جست ؟
- تقدیم به استاد محمدرضا شجریان ، که از طرف برخی بزرگان ! متهم به این است که چرا ردیف های آوازی اصفهان و تبریز را خراب کرده است ؟ چرا تحریرهایی از خود ابداع کرده است و مطابق دانش خود و نه سنت قدیم مدگردی می کند و تحریر می زند ؟ و چرا از اشعارنو برای آواز بهره می گیرد ؟ چرا تحریرها را از 40 ثانیه به 10 ثانیه کاهش داده است ؟ و چرا ترتیب گوشه های یک دستگاه را عیناً مطابق گذشتگان رعایت نمی کند ؟
- تقدیم به حسین علیزاده ، که از طرف برخی بزرگان ! متهم است که قواعد تصنیف سازی سنتی ایران را در هم شکسته است . متهم است که چرا سبک جدید و من در آوردی در جواب آواز ایجاد کرده است و چرا از جملات خواننده برای جواب آواز استفاده نمی کند . همچنین متهم به این است که چرا تلاش می کند موسیقی ایرانی را پلی فونی ( چندصدایی ) کند و چرا مایل است هارمونی در ارکستراسیون سازهای ایرانی ایجاد نماید ؟
- تقدیم به کیوان ساکت ، که از طرف برخی بزرگان ! متهم است که چرا تار را با پیانو و ویولن به سبک غربی هماهنگ می کند ؟ چرا گوشه ها را مطابق ذوق و سلیقه ی خود می نوازد و اصول ردیف را عیناً بر نمی تابد ؟ چرا سرعت نوازندگی را و استاندارد تکنیک نوازندگی را بالاتر برده است ؟ موسیقی ایرانی نیازی به این سرعت نوازندگی که او مدعی آن است ندارد . چرا به نغمه های غربی توجه دارد و چرا این اندازه اعتقاد دارد که سیستم آموزش موسیقی ایران باید مکتوب باشد ، از کتاب و از نت استفاده کند ، و سیستم سینه به سینه به طور 100% در زندگی امروزی موثر نخواهد بود .
- و تقدیم به همه ی آن ها که از شنا کردن بر خلاف جریان آب نهراسیده اند ، و با اراده ی خود ، و تیکه به عقل سلیم ، کوشیدند به سمت مسیر صحیح حرکت کنند .
***
اگر کسی چیزی را واقعاً دوست داشته باشد ، و اگر منظور او از این دوست داشتن این باشد که آن چیز را هر چه بیشتر به کمال و جمال نزدیک کند ، مسلم است که نباید فقط و فقط از خوبی های آن بگوید و دست تملق از آستین دوستی دربیاورد و روز و شب را به تعریف و تجمید بپردازد . حق این است که بیان نقص ها و برخی کاستی ها نیز در بهبود و اصلاح و حرکت به سمت بهتر شدن ، هم مفید هستند و هم لازم .
لذا وبلاگ دل آواز این بار مطلبی با عنوان آسیب شناسی موسیقی ملی ایران ارائه می کند . اینکه ما از موسیقی خود و اهالی موسیقی خود ایراد بگیریم اصلاً به این معنی نیست که دلداده و شیدای این موسیقی نیستیم و روح و روانمان جز در جویبار این نغمه ها و این الحان آرام می گیرد ، بلکه اتفاقاً به این معنی است که ما دادگان حقیقی هستیم ، و نه متعصبان کوردل ! نقد می کنیم چون دوست داریم که با سرعت بیشتری پیشرفت کنیم و به قله هایی رفیع تر از قللی که فتح کرده ایم دست بیابیم .
اما نوشتن از ایرادات و نواقص موسیقی ، به قلم ناتوانی مثل من ، قطعاً حساسیت عده ای را برمی
انگیخت ، ضمن اینکه نگارنده خود را در حدی نمی بیند که بخواهد شخصاً اقامه ی دعوی کند . بهترین چاره ی ممکن را در این دیدم که صحبت های استادی را نقل کنم ، که اکثریت ( قریب به اتفاق ) کسانی که موسیقی ایرانی را دوست دارند و آن را می شناسند و تاریخش را مطالعه کرده اند در استادی و تسلط و شناخت او ، شک ندارند . لذا به سراغ کتاب " نظری به موسیقی " از نوشته های " روح الله خالقی " رفتم ، و نگاهی به سه فصل آخر این کتاب انداختم . فصول " نواقص موسیقی ما " ، " تجدد موسیقی در ایران " و " عاقبت موسیقی ایران " که در چاپی که من در اختیار دارم از صفحه ی 371 تا 409 را به خود اختصاص می دهد .
برخی فرازهای این سه فصل به آنچه که شخصاً می خواستم بیان کنم بسیار شبیه بود ، و اتفاقاً بسیاری پاسخ هایی که امروز ما نیاز داریم را روح الله خالقی ده ها سال پیش داده است !!!
لذا همان ها را با تلخیص و ایجاز برایتان می نویسم . من فقط خلاصه کرده ام و شماره گذاری کرده ام ، و دخل و تصرفی در جمله بندی ها انجام نداده ام . در ضمن " نظری به موسیقی " ابتدا در سال 1317در 2 جلد چاپ شد ، که در چاپ های بعدی دو جلد در یک مجلد عرضه شد . کتابی که من از روی آن می نویسم ، این مشخصات را دارد : خالقی ، روح الله / نظری به موسیقی / نشر نو / چاپ دوم 1370 ، 2200 نسخه / 448 صفحه .
***
نواقص موسیقی ما :
مقدمه :
... اگر صنعتگر بخواهد پابند رسوم گذشته شود و از آن تجاوز نکند ، هیچ وقت جلوتر از آنچه هست نخواهد رفت . بلکه صنعتگر پیش بین آن کسی است که پابند قیود گذشته نشود و با دستی توانا اوراق کتاب کهنه ی گذشته را پاره کرده برای آیندگان کار کند . از انتقاد مردم محیط خود خسته نشود و به فکر خود عقیده مند باشد تا بتواند صنعت را تجدید کرده گذشته را کامل کند و در آیینه ی افکار خویش آینده را نظر نماید . پس برای اینکه به آینده بنگریم باید از نواقص و عیوب موسیقی خود آگاه شویم و در صدد رفع آن ها برآییم . نه مثل آن طاووس زیبای خوش اندام که به پای زشت خویش می نگرد و آن را از انظار مخفی کرده پر و بال زیبای رنگارنگ خود را جلوه می دهد ، بلکه مثل کسی که عوض خجلت و شرمساری در صدد رفع عیب خود برمی آید . اینک باید بگوییم که موسیقی کنونی ما نیز از نواقص برکنار نیست ...

1) ... موسیقی دان های ایرانی مخصوصاً نوازندگان ... اطلاع و درجه ی تحصیلاتشان کم بوده و از قواعد موسیقی و حتی تالیفات قدما هم بی اطلاع بوده اند [و ] جز پیروی راهی که پیشینیان رفته اند کاری انجام نداده و هرگز به خیال جستجوی چیز تازه ای نیفتاده اند ... بی اطلاعی موسیقی دان یک قسم تعصب خشک بی معنی هم در صنعت ایجاد کرده است زیرا هر چه مخالف عادت آن ها باید از دایره ی موسیقی خود خارج می دانند . مثلاً اگر قطعه ای در مایه ی بزرگ ( همان ماهور ) ترکیب شود و بر خلاف عادت عمومی درآمد و فرود مخصوص ماهور و تغییر مقام به دلکش را نداشته باشد یا در عوض دلکش به مقام دیگری که غیر معمول است وارد شود آن را موسیقی ایرانی نمی دانند. بدین ترتیب هر صنعتگری مجبور می شود که ذوق خود را تابع این قبیل تصورات و عادات خالی از حقیقت نماید ... علت عدم ترقی موسیقی ما این بوده است که متصدیان این صنعت در اثر ... نشنیدن نغمه ی دگیری جز موسیقی خود و آشنا نبودن با زحماتی که نویسندگان قدیم ایران راجع به پیدا کردن اصول قواعد موسیقی کشیده اند ، ذوق و فکرشان روز به روز محدود تر شده و در نتیجه یک قسم تکبر و نخوت جاهلانه ای هم در آن ها به وجود آمده است . زیرا شخص بی اطلاع چون از آنچه دیگران کار کرده اند آگاه نیست خود را بیش از آنچه هست تصور می کند و این روش در موسیقی بیشتر متداول است . ... همینقدر که شخصی دستش راه افتاد و در مجلسی چند دقیقه گوش دیگران را نوازش داد و مورد تحسین قرار گرفت خود را مهم تر از آنچه هست تصور می کند و در همان قدم اول متوقف می شود .
2) یکی از نواقص موسیقی ما یکنواخت بودن و کمی مدگردی آن است . زیرا چون مقید هستند که از آوازها پیروی کنند تغییر مقامات هم به یک صورت معین در می آید به طوریکه این مدگردی ها را واقعا نمی توان گفت تازگی دارد . مثلا به قدی ذوق عمومی با تغییر مقام ماهور به دلکش آشناست که قبل از آنکه نوازنده از ماهور به دلکش ورود کند ، مستمع می تواند آن را بخواند و قبل از شنیدن کیفیت آن را نیز بیان کند . و چون راه تغییر مقامات دیگر ... مسدود است تمام قطعات موسیقی یک شکل و یک نهج و شبیه به هم می شود . به نظر موسیقی دان های عادی تغییر مقامات غیر معمولی خوش نما نیست در صورتی که مطلب به خلاف آن است زیرا گوش موسیقی دان به مراتب از گوش سایرین ورزیده تر است و چیزی که ذوق او پسندید اگر دارای ذوق سلیمی باشد کمتر اتفاق می افتد که مردم نپسندند . ولی چون موسیقی دان ها نمی دانند که چگونه باید از شور به چهارگاه و از سه گاه به ماهور و از همایون به سه گاه رفت همان تغییر مقامات معمول را که رفتن از ماهور و اصفهان و همایون به آواز شور است به مورد عمل می گذارند و راهی غیر از آن را کمتر آزمایش می کنند ... منحرف کردن عقاید این قبیل موسیقی شناسان دشوارتر به نظر می رسد ... خود را مستغنی می دانند و موسیقی را هم محتاج به تغییر و نو شدن تصور نمی کنند.
نتیجه :
... همانطور که ملاحظه شد موسیقی ما با تمام زیبایی طبیعی خود به چه حالت اسفناک و وضع پریشی دچار شده و در نتیجه موسیقی امروز ما با موسیقی فرنگی قابل مقایسه نیست.
و اگر صنعتگران به زودی درصدد اصلاح آن بر نیایند با انتشاری که موسیقی فرنگی دارد ، در آتیه ی نزدیکی ممکن است آن را از بین ببرد و موسیقی ما مخصوص نقاط دور از شهر و تمدن بشود که در این صورت ساده تر از آنچه امروز هست خواهد بود .
راه حل :
... عده ای می گویند موسیقی ایران باید با تمام کیفیات سابق خود باقی بماند و کسی در آن دست نبرد . این دسته گرچه خود را حامی موسیقی ملی و وطنی می دانند ، در حقیقت جز دشمنی کار دیگری به جان موسیقی خود نمی کنند . زیرا وقتی از این خواب غفلت بیدار می شوند که برای گوش کردن موسیقی وطنی باید به گوشه ی ده یا قریه ای سفر کنند و نی زنی را پیدا کنند و از او یک نغمه ی ساده ی دشتی بشوند . چون با این خیال عاقبت کار موسیقی به همانجا خواهد کشید .
دسته ی دیگری گویند که موسیقی ایرانی و موسیقی فرنگی هر یک به جای خویش نیکوست و موسیقی وطنی که نماینده ی ذوق و احساسات ملی ماست نباید تغییر کرده با موسیقی اروپایی آمیخته شود . درست است که از آمیزش این دو موسیقی اگر بدون ترتیب این اختلاط صورت پذیرد موسیقی خوشایندی به وجود نخواهد آمد ، ولی میان دو موسیقی هرچه هم از یکدیگر دور باشند جهات مشترکی وجود دارد که صنعتگر با ذوق و با هنر می تواند آن نکات مشترک را بیاید و موسیقی ایرانی را به صورتی که فرنگی هم نباشد درآورد . حال باید این جهات مشترک را یافت و در اثر تمرین و آزمایش و عمل و کنجکاوی آن ها را به دست آورد .
... اگر موسیقی ما بخواهد در مقابل موسیقی فرنگی وجود داشته باشد و تغییری هم نکند ، محال است ! زیرا با طرزی که ما امروز جلو می رویم و در هر قسمت سرمشق و نمونه را از ممالک پیشرفته می گیریم موسیقی ما نمی تواند در مثال موسیقی فرنگی دوام آورد
... بنابر این باید موسیقی خود را با ذوق امروز و فردا و احتیاجات آتیه ی خود به تدریج وفق دهیم .





استاد "پرويز ياحقي" نوازنده چيره دست ويولن و آهنگساز حوزه موسيقي ايراني امروز (جمعه) در سن 72 سالگي دار فاني را وداع گفت. داود گنجه ای ،موسیقیدان و نوازنده کمانچه ضمن ابراز تاسف خود با اعلام این خبر به نقل از دکتر جهانشاه برومند (نوازنده ویولن)گفت : هنوز علت دقیق مرگ وی مشخص نشده است و برای کسب اطلاع در این زمینه به فرصت بیشتری نیاز داریم .
استاد ياحقي در سال 1313 در تهران متولد شد و از سنين نوجواني تعليم ويولن را نزد دايي هنرمند خود حسين ياحقي آغاز كرد.وي همچنين از محضر زنده ياد استاد ابوالحسن صبا بهره مند شد.به نواختن سه تار نيز آشنايي كامل داشت ، اما ساز تخصصي او ويولن بود كه هرگاه شروع به نواختن ميكرد و صداي ساز خود را به گوش دلباختگان هنر ميرساند ، دل از هر عارف و صاحبدلي مي ربود.
زندهياد ياحقي هنگامي طفلي خردسال بود كه همراه دايي هنرمند خود ، زنده ياد حسين ياحقي پا به راديو گذاشت و به عنوان نوازنده خردسال ، در برنامههاي راديو شركت كرد.
پرويز ياحقي همكاري خود را ، تا سن 18 سالگي با راديو ادامه داد ، تا اينكه بنا به دعوت شادروان داوود پيرنيا براي برنامه گلها دعوت شد و او آهنگي به نام "اميد دل من كجايي" را براي اين برنامه ساخت كه با صداي زنده ياد "غلامحسين بنان" پخش شد كه نوازندگان اركستر اين آهنگ عبارت بودند از : ابوالحسن صبا ، حسين ياحقي ، مرتضي محجوبي ، علي تجويدي ، حبيب اله بديعي ، محمد مير نقيبي ، نصراله زرين پنجه ، حسينعلي وزيري تبار ، حسين تهراني و پرويز ياحقي كه اين عزيزان هر كدام خورشيدي تابان بودند كه هيچ گاه آوازه هنر غروب را شاهد نخواهد بود.
استاد پرويز يا حقي يكي از بهترين سليستهاي برنامه گلها بود و آثار به جاي مانده اين هنرمند والا براي هر صاحب دلي الهام برانگيز است .
پرويز ياحقي يكي از هنرمندان چيره دست و بداهه نواز موسيقي ايراني بود. وي هنگام نواختن دستگاهي يا گوشهاي مقامات موسيقي ايران به خوبي و شايستگي تمام آن قسمت موسيقي را بدون هيچ لغزش و انحرافي به پايان برد كه در اين كهكشانهاي آسمان هنر موسيقي ايران از استثنائات روزگار بوده و از ويژگيهاي اين هنرمند بي نظير است.
وبلاگ تحریر این ضایعه را به جامعه ی هنری و علاقمندان این استاد برجسته تسلیت عرض می کند.
» تصنیف امید دل من - آهنگ : زنده یاد استاد پرویز یاحقی - با صدای بنان
» گلهای تازه ۸۵ - ویولون : زنده یاد استاد پرویز یاحقی - با صدای شجریان و تار لطف اله مجد
---------- اضافه شده ۱۴/۱۱/۸۵ - ۱۴:۰۰ ----------
سايت هنر و موسيقي: بایک بختیاری، مدیر برنامه و از شاگردان زنده یاد یاحقی با اعلام این خبر به سایت هنر و موسیقی گفت: از روز چهارشنبه که با منزل ایشان تماس می گرفتیم جوابی دریافت نمی کردیم تا اینکه صبح روز جمعه همراه با دکتر جهانشاه برومند به منزل ایشان مراجعه کردیم و در کمال نا باوری با پیکر بی جان استاد یا حقی مواجه شدیم.
وی افزود: دست چپ وی که سال گذشته دچار سانحه شده بود سیاه شده بود ولی دمای پایین محل سکونت وی و سردی هوا مانع آن شده بود که جسد ایشان بو بگیرد. طبع نظر پزشک قانونی، از زمان فوت یا حقی مدت 48 ساعت می گذشت و در واقع ایشان روز چهارشنبه درگذشته بودند و با توجه به اینکه تنها زندگی میکردند کسی از مرگ وی تا روز جمعه مطلع نشده بود.
بابک بختیاری در پایان گفت: به احتمال قزیب به یقین مراسم خاکسپاری زنده یاد یا حقی روز یکشنبه انجام خواهد شد و خبر کامل آن تا شنبه شب به اطلاع عموم خواهد رسید.
---------- اضافه شده ۱۴/۱۱/۸۵ - ۱۷:۰۰ ----------
» فرهنگ شريف: 100 ساعت آثار منتشر نشده از «ياحقي» وجود دارد
» ساكت: «ياحقي»، ويلن را ايراني كرد
» اهالي موسيقي از نوازندهاي گفتند که دفتر ويولن را باز كرد و خاموش شد
» پرويزياحقي فردا در قطعهي هنرمندان آرام ميگيرد
» گنجهاي: او زحمات زيادي در عرصهي موسيقي و راديو كشيد
» مروری بر زدنگی و آثار زنده یاد پرویز یاحقی (بی.بی.سی فارسی)
» اکبر گلپایگانی : «یاحقی» جانشین ندارد
» استاد حسن کسایی: پرویز یاحقی جانشینی ندارد
» فرهنگ شريف : ياحقي يكي از نابغههاي موسيقي ما بود
» حسين يوسف زماني : جامعه موسيقي يكي از نابغه هاي موسيقي را از دست داد
» درويش رضا منظمي : زنده ياد ياحقي شاهكاري براي موسيقي بود
---------- اضافه شده ۱۵/۱۱/۸۵ - ۱۴:۳۰ ----------
تصاویر اختصاصی تحریر از مراسم تشییع پیکر استاد یاحقی
» برای بزرگ شدن روی تصاویر کلیک کنید
تصاویر بیشتر در پست های آتی ...
---------- اضافه شده ۱۵/۱۱/۸۵ - ۱۵:۱۵ ----------
گزارش فارس از این مراسم :
پيكر «پرويز ياحقي»تا بهشت زهرا تشييع شد
شجريان: «ياحقي»نابغه موسيقي ما بود
خبرگزاري فارس:پيكر مرحوم «پرويز ياحقي»نوازنده برجسته ويلن صبح امروز از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشييع شد.
به گزارش خبرنگار فارس،در اين مراسم كه با حضور «محمدحسين ايماني خوشخو» معاون هنري ارشاد،«محمدحسين احمدي»مديركل دفتر موسيقي و شعر وزارت ارشاد، «محمدرضا شجريان»،«رحيم معيني كرمانشاهي»،«حميدرضا نوربخش»،«داريوش پيرنياكان»،«محمد سرير»،«محمد ميرزماني»،«پري بنان»،«پري زنگنه»،«فرهنگ شريف»و تني چند از هنرمندان برگزار شد،«معيني كرمانشاهي»گفت:«پرويز ياحقي» شدن كار آساني نيست و آفرينش آن هنرمند نيز تكرارناپذير است. همچنين آرشه او نيز حتي ديگر تكرار نميشود او از امروز و از زماني كه به خاك سپرده ميشود، زندگي ديگر خود را آغاز ميكند.
«فرهنگ شريف»نوازنده تار نيز با بيان اينكه او مرد بيجانشين بود، افزود: هنر در ذات «ياحقي» بود. او صاحب بهترين سبك بود و حالات موسيقي اصيل را به بهترين وجه در ميآورد.درحال حاضر من 100 ساعت نوار خصوصي با او دارم كه اميدوارم اين نواها به گوش علاقمندان برسد. من از جوانها ميخواهم كه از سبك او الهام بگيرند و راه او را دنبال كنند.
در ادامه «همايون خرم »نوازنده برجسته ويلن گفت:«ياحقي»همانطور كه راحت ساز ميزد، جهان را هم به راحتي ترك كرد. او با اين همه احساس مدتها بود كه ديگر فعاليتي نميكرد و مدتها خودش را در كار محدود كرده بود.
وي افزود: در حال حاضر شاهد هستيم كه جوانها هنوز از آهنگهاي 50 سال پيش صحبت ميكنند اين آهنگها عصاره وجود آدمهايي است كه با موسيقي زندگي كرده اند و موسيقي توسط اين افراد رقم خورده و ماندني شده است.
«خرم»در خاتمه خاطرنشان كرد:توزيع آهنگهاي منتشر نشده او بايد در زمان يادبودش انجام شود و متاسفم از اينكه كاش اين استقبال امروز در زمان حياتش انجام ميشد.
در ادامه اين مراسم و زماني كه هنوز پيكر اين نوازنده ويلن به تالار وحدت نرسيده بود «محمدرضا شجريان» گفت: هنوز از تاثير و تاسف فقدان «علي تجويدي»زماني نگذشته است كه داغ ديگري بر دلها زده شد.«ياحقي»نابغه موسيقي ما بود كه به حق ويلن را در بين مردم ما به خوبي شناساند. او حق بزرگي به گردن ويلن دارد. هركسي كه دستي به ويلن ميبرد مي خواست مثل او ساز بزند.
بعد از صحبتهاي «شجريان»،«حسين خواجه اميري»(ايرج)، خواننده نيز گفت: من از اين موضوع بسيار متأسفم و فقدان او را به جامعه موسيقي تسليت ميگويم.بيش از 60 درصد كارهاي من در برنامه گلها با «ياحقي»بود.
در ادامه «قاسم رفعتي»خواننده به خواندن يك قطعه براي «ياحقي»پرداخت و سپس «فضل الله توكل» يكي ديگر از هنرمندان برنامه تكنوازان راديو با بيان اينكه شأن و مقام «ياحقي»از همه اين مسائل بالاتر بود،اظهار داشت:من زبانم برنمي گردد اين غم را تسليت بگويم. ما هنرمندي را از دست داديم كه تا هزاران سال ديگر هم چنين كسي را نخواهيم داشت. آثار جاويدان او در قلب همه به يادگار خواهند ماند.
«پري زنگنه» نيز گفت: بهتر است ساز «ياحقي» را با خودش به خاك بسپاريم چون كس ديگري نمي تواند آن را بنوازند.
در پايان «محمدميرزماني» آهنگساز و مديركل توليد مركز موسيقي صدا و سيما افزود: تمام زندگي ما پر از نواهاي ساز اين عزيزان بوده است. من به همه آنها عشق مي ورزم و به عنوان عضو كوچكي از خانواده موسيقي درگذشت «ياحقي»را تسليت مي گوييم.
پيكر مرحوم «ياحقي»پس از صحبتهاي اين هنرمندان به حيات تالار وحدت رسيد و سپس اين هنرمند را براي خاكسپاري تا قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشييع كردند.
مراسم سوم «پرويز ياحقي»چهارشنبه 18 بهمن ماه از ساعت 16 تا 30/17 در مسجد نور واقع در ميدان فاطمي برگزار مي شود.
در همین زمینه ...
» گزارش خبرگزاری مهر
» گزارش ایسنا

خاک پای شما پیام قرنی


پرویز مشکاتیان
استاد پرویز مشکاتیان آهنگساز ،نوازنده سنتور، موسیقیدان، استاد دانشگاه و پژوهشگر نامی ایران در سال 1955 در شهرستان نیشابور زاده شد و کار هنری خود را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتور نوازی و آشنا با ویولن و سهتار بود، آغاز کرد. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهی رسمی در مرکز حفظ و اشاعهی موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهی آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد. وی در آزمون موسیقی باربد مشترکاً به همراه پشنگ کامکار جایگاه نخست را به دست آورد. او همچنین به همکاری با برخی گروههای موسیقی مانند گروه عارف نیز پرداخت.
وی با مژگان شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد ولی در دهه ۱۳۷۰ از او طلاق گرفت. او همچنین کارهای بسیار پرباری با محمدرضا شجریان و نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا)، محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.
او در سالهای اخیر کارهای کمتری بیرون دادهاست و خود سرپرست یک گروه موسیقی مشهور بوده که بنا به گفتهی اعضای گروه به سبب کم کاری وی آن گروه از هم پاشید (در سال ۱۳۸۴). هر چند که واپسین کار وی یک نوار تکنوازی بود که در سال ۱۳۸۴ نواخت و منتشر کرد.
میگویند که وی تا کنون نامزد جایزهٔ گرمی موسیقی بودهاست.
تکنوازیها
وی تکنوازیهای شگرف و بیهمتایی دارد و برخی چهارمضرابهایش از آنها چنان نواخت تندی دارند که شنونده میپندارد که دو سنتورنواز با هم مینوازند.

نی (ساز)
نی از سازهای بادی موسیقی ایرانی است که از گیاه نی تهیه میشود.
نی از سادهترین و طبیعیترین سازهای موسیقی بادی است که با روئیدن از زمین پیوسته در دسترس بوده و انسان با مختصر تصرفی از آن استفاده کرده است. ملل قدیمه نی را سرمشق قرار داده و از روی آن سازهای مختلف بادی ساختند و در صلح و جنگ به کار بردند.
مولفین کتابهای موسیقی قدیم طبیعیترین و کاملترین آلات موسیقی را حلق انسان دانسته اند. و پس از آن سازهای بادی (آلات ذوات النفح) به ویژه نی را از جهت مشابهی که نی و حلق انسان در ایجاد نغمات دارند.
نی به سبب سادگی و سهولت اجرای صداهای و آسانی حمل و نقل و یافت شدن در طبیعت تنها سازی است که دسترسی به آن در همه جا و برای همه کس امکانپذیر بوده و با مختصر تصرف مورد استفاده قرار میگرفته است . وسعت صدای نی آن حدود دو اکتاو و نیم است. نایب اسدالله اصفهانی (مشهور به خداوندگار نی)این ساز را از آغل گوسفندان به دربار پادشاهان برد در ایران در بین انواع سازهای بادی ایرانی که از قدیم مورد استفاده قرار می گرفته مانند، مزمار، نرم نای، درازنای، سرنا و... تنها امروزه نی توانسته در موسیقی ایرانی و در کنار دیگر سازهای کلاسیک ایرانی مثل تار، سنتور، سه تار و کمانچه قرار بگیرد و به اصطلاح یک تنه نقش سازهای بادی را در ارکستر ایرانی ایفا کند. دلیل این موضوع را از دو دیدگاه میتوان بررسی کرد.
اول از جهت نوازندگان این ساز که توانستند خصوصیات و ویژگیهای نی را به نحو کامل و مطلوبی عرصه کنند و قابلیت آن را نشان دهند.به عبارت دیگر افرادی که به نوازندگی نی روی آوردند با ممارست بسیار تکنیکها و حالاتی که معمولا در موسیقی ایرانی اجرا میشود را به نی منتقل کردند. دوم از جهت خود ساز که به دلیل فرم صدادهی و نیز در عین سادگی، کاملتر بودن آن نسبت به دیگر سازهای بادی ایران، توانست تمام آهنگها و نغمه های موسیقی ردیف دستگاهی ایرانی را به خوبی اجرا کند واینکه صدایی که از نی خارج میشود از لحاظ رنگ صدایی به خوبی با دیگر سازهای کلاسیک ایرانی ترکیب شد.
از قدیم نی را طبق الگوهای مختلفی می ساخته اند؛ یعنی از لحاظ طول، تعداد سوراخ و تعداد بندها، انواع گوناگونی، نی وجود دارد. به عبارت دیگر نی گاهی بلند یا کوتاه ساخته میشود و نیز برخی از انواع نی دارای 6 یا 7 سوراخ و گاهی داری 9 سوراخ میباشد. از میان انواع نی، نی هفت بند، امروزه پرکاربردترین ساز بادی در ایران میباشد. نی هفت بند دارای 6 گره، 6 سوراخ و 7 بند میباشد، که 5 سوراخ آن در جلوی ساز و یکی نیز در پشت ساز قرار دارد.توضیح آنکه سوراخ ششم به این علت در پشت نی قرار دارد که بتوان با انگشت شست آن را به راحتی مهار کرد. از لحاظ اندازه هم این ساز به صورتهای مختلفی، طبق الگوهایی که به مرور زمان به وسیله نوازندگان کشف شده، ساخته می شود .
نوازندگی به شیوه لبی تعداد این الگوها 13 عدد میباشد که از الگوی DOکوک یعنی بلندترین نی شروع و به صورت فواصل کروماتیک تا اکتاو بعد یعنی نی DOکوک کوچک که کوتاه ترین نی است،ساخته میشود.البته این بدان معنا نیست که نی هایی بلندتر یا کوتاهتر از فواصل فوق نتوان ساخت.
تنوع طولی نی به دلیل عدم امکان کوک کردن است؛ به همین جهت نی را در اندازه های مختلفی می سازند که این خلا برطرف شود. در واقع کوتاهی و بلندی نی مانند شل کردن و سفت کردن سیم سازهای زهی و مضرابی است، یعنی هر چقدر نی بلندتر باشد، صدای بم تری تولید و هر چه کوتاهتر شود صدای زیرتری تولید می کند.
تولید صدا از نی به دو گونه متفاوت است. حالت اول به اصطلاح فرم " لبی" نام دارد که نوازنده در این روش نی را به صورت مایل روی لبهای خود قرار داده و با ایجاد یک باریکه هوایی بوسیله روزنه بین دو لب و برخورد این باریکه به تیغه سر نی، صدا تولید میکند. پهنای تیغه سرنی در این حالت هر چقدر دارای ضخامت کمتری باشد، صدای تولید شده از نی، شفافتر خواهد بود.
این شیوه نوازندگی بیشتر در ایلات و عشایر و بین چوپانان و به اصطلاح محلی ها رواج دارد. معمولا صدایی که بدین صورت توسط این قشر نوازندگان از نی تولید میشود، صدایی است نسبتا بلندتر از حالت طبیعی و همراه با ناخالصی. در موسیقی ردیف دستگاهی و کلاسیک ما نیز در ارکسترهای ایرانی این روش صدادهی، چندان معمول نبوده و نمیباشد.
نوازندگی به شیوه دندانی حالت دوم به اصطلاح فرم "دندانی" نام دارد که همان تیغه سر نی در این روش به جای قرار گرفتن در روی لب، بین دو دندان پیشین نوازنده قرار میگیرد. باریکه هوایی را در این حالت به جای روزنه بین دولب،فاصله بین سقف دهان و زبان تولید میکند. این روش نسبت به روش اول از قدمت کمتری برخوردار است و احتمالا در اصفهان، نی نوازی به صورت دندانی ابداع و ترویج شده. زیرا تا آنجا که تاریخ نشان میدهد، اولین نوازنده های نی به سبک دندانی در اصفهان بوده اند مثل سلیمان اصفهانی، ابراهیم آقاباشی، نایب اسدالله اصفهانی، و استاد حسن کسائی که این نوع نوازندگی را به اوج تکامل خود (تا به امروز) رسانده اند.
نوازندگی با هر یک از این دو شیوه نسبت به یکدیگر معایب و محاسن خاص خود را دارد. هر چند شیوه دندانی روش متداول در بین نوازندگان حرفه ای نی است. ولی این موضوع را نباید دلیل بر نفی محاسن شیوه لبی در نوازندگی دانست
استاد حسین عمومی {طراحی و ساخت نی کلید دار} استادحسن کسایی، حسن ناهید، محمد موسوی ،جمشید عندلیبی ،محمد کیانی نژاد محمدعلی حدادیان ،حسین یاوری، عبدالنقی افشارنیا بشنو از نی چون حکایت می کند از جدایی ها شکایت می کند{مولانا جلال الدین محمد بلخی} نی نوازی یک راه بیان احساسات به شکل نغمه های عرفانی می باشد.نی از محدود سازهای عرفانی و کهن این مرز و بوم می باشد که تا امروز به شکل های مختلف تک نوازی و گروه نوازی از آن به شدت استفاده می شود که امروزه با این همه سادگی زاتی جزء سازهای بنیادی و اصلی یک ارکستر به حساب می آید.
یک نوازنده احساس - درد-غم و شادی خود را می تواند به خوبی با نی درمیان بگذارد سازی که از نظر من متعلق به جهان مادی نیست و این را نوازندگان نی بخوبی میدانند که نی سازی است در عین سادگی می تواند دل ها را به هم پیوند دهد غم و شادی ها را با عرفان و عشق و محبت درآمیزد. نی سازی است که وقتی در سالن های کوچک و بزرگ کشورهای شرقی و غربی نواخته می شود می توانند هر شخص و شخصیتی را تحت تاثیر عرفان زاتی و وجودی خود در آورد. نی بهترین انتخاب بیان معنویات مثنوی مولانا می باشد.
نی قدیمی ترین ساز بادی ایران است که در ایران از نوع های مختلف آن استفاده می شود.از ساز های بادی متداول ایران می توان به
کرنا (کرنای خراسانی و فارس) - سرنا (کوتاه , متوسط و بلند) - نی انبان - بالابان و شمشال نام برد که همگی از خانواده ی نی می باشند.
اما نوعی از نی که کاملترین این گونه ها می باشد و در موسیقی سنتی ایران به ثبت رسیده و برای آن نت نوشته شده و همچنین از نظر جهانی بعنوان نی ایرانی معرفی و ثبت شده نی هفت بند می باشد که از نظر حس و قدرت و وسعت صدا در تمامی ساز های بادی همنوع خود بی نظیر است.
در موسیقی ایرانی هرگاه اسمی از نی برده می شود منظور همان نی هفت بند است.
از سختی های یادگیری نی نوازی درآوردن صدای نی و رسیدن به یک صدای صاف و مطلوب است که سال ها نیاز به تمرین مکرر دارد.
نی دارای 6 سوراخ می باشد که 5 تای آن جلو و یکی در پشت نی می باشد.
همانطور که میدانید در موسیقی ما هفت صدا یا نت داریم که شامل (دو- ر- می - فا - سل - لا - سی ) می باشد که بسته به وسعت صدای ساز های مختلف این هفت نت تکرار می شوند و در امتداد یکدیگر قرار می گیرند.
می توان گفت که نی یک ساز ساده یا یک ساز پیچیده است. از نظر ساختمان دارای ساختار بسیار ساده همراه با پیچیدگی خاصی است . نی بطور کلی دارای 6 نوع صدا است که نوازندگان از سه صدای معروف آن بشدت استفاده می کنند.
که این 6 نوع صدا در دو گروه صدای بم و زیر جای دارند:
صدای بم آن شامل : بم (زنبوری) - بم نرم (شبیه قره نی یا کلارینت ) - و بم ترکیبی (ترکیبی از بم و اوج به شکل همزمان که در موسیقی محلی کاربرد دارد)
صدای زیر آن شامل : اوج - غیث - پس غیث (ذیل)
که از صداهای بم (زنبوری) - اوج و غیث استفاده فراوانی می شود.
از بم ترکیبی معمولا در موسیقی سنتی استفاده نمی شود اما نوازندگانی در کارهای تکنوازی ( نه گروه نوازی) مانند استاد محمد موسوی از این صدا استفاده کرده است.
وسعت صدای نی بیش از دو و نیم اکتاو معادل (19 نت) است که اگر بخواهیم به شکل صدای پیوسته اجرا کنیم از نت دو درصدای بم نرم شروع می شود و در نت سل در صدای ذیل ( یا همان پس غیث) به پایان میرسد.
صدای بم (یا همان بم زنبوری) نیز از نت "دو" آغاز و در "لا "ختم می شوند. اما نوازندگان حرفه ای می توانند با همان سوراخ نت لا صدای سی را نیز تولید کنند.
نی قادر به تولید کلیه پرده ها -نیم پرده و ربع پرده ها می باشند.
قبلا برای نی نت خاصی نوشته نشده بود و استادان نی آن را از طریق کتاب و نت های ساز ویولن به هنر جویان آموزش می دادند که (هنوز هم استفاده می شوند) در این حالت دست بسته ی نی نت "ر" می شود. اما اخیرا برای نی نت جداگانه ای نوشته شده که دست بسته نت "دو" فرض شده است و ما هم بر همین روال پیش خواهیم رفت.
1- صدای بم نی : از نت دو شروع (دست بسته) و نت لا پایان ( دست باز).
2- صدای اوج نی : دقیقا معادل صدای بم با این تفاوت که یک اکتاو (هشتم درست) با صدای بم اختلاف دارد.
3- صدای غیث : از نت "سل" شروع (دست بسته) و به نت "می" (دست باز) ختم می شود.
نت های سل و لا در صدای اوج و غیث هردو یکی هستند که امکان اجرای تحریر و تکیه روی این نت ها را فراهم می کند.
4- صدای پس غیث (صدای پنجم یا ذیل): از نت دو ( دست بسته) شروع و تا سل ادامه می یابد.
معمولا امکان اجرای صدای پس غیث به شکل دست باز وجود ندارد و حتی در نی های کوتاه نیز نوازندگان قادر به اجرای نت سل در صدای پس غیث به طور واضع نمی باشند . نت های دو - ر - ومی در صدای غیث و پس غیث یکی هستند و نوازندگان در صورتی به صدای پس غیث رجوع می کنند که بخواهند نت "فا" (یا احیانا سل) را اجرا کنند. معمولا نوازندگان غیر حرفه ای در هنگام اجرا ریسک رفتن به صدای پس غیث را نمی کنند و از معادل آن در صدای اوج استفاده میکنند .
صدای پس غیث دقیقا یک اکتاو از صدای اوج زیرتر است.
در گروه نوازی ,نوازنده باید کوک های مختلفی (اندازه های مختلف ) از ساز نی را در اختیار داشته باشد تا بتواند در شرایط گروه , نی مناسب را انتخاب کند.
با توجه به گام کروماتیک می توانیم 13 کوک مختلف نی داشته باشیم که شامل نی های (به ترتیب از نی بلند به کوتاه) :
دو- دو دیز- ر- می بمل - می - فا - فا دیز - سل - سل دیز - لا - سی بمل - سی - دو(کوتاه)
در نی های بالا نی "سل" دقیقا معادل دیاپازون است و وقتی می گوییم دست بسته نی نت "دو" می دهد منظور ما همان نی دیاپازون است. با این وجود برای مثال دست بسته یک نی لا کوک صدای "ر" می دهد و الی آخر...
نی دو بلند دقیقا یک اکتاو از نی دو کوتاه بم تر است. یعنی صداهای اوج در نی دو کوتاه و پس غیث در نی دو بلند دقیقا یکی است.
وقتی برای مثال می گوییم نی "ر" کوک مفهوم بدین شکل است که این نی می توانند نت های "ر" همه ی کوک ها را اجرا کند.برای مثال نت "ر" در نی دو کوک معادل نت "دو" در نی "ر" کوک است .نت "ر" در نی "فا" کوک معادل نت "فا" نی "ر" کوک و الی ... می باشد.
با هرکدام از نی ها می توان یک دستگاه را از 13 جایگاه اجرا کرد. اما این کار بسیار مشکل است و معمولا با یک نی یک دستگاه را از دو یا سه جایگاه اجرا می کنند.
برای مثال می توان ماهور دو و ماهر فا را با نی سل کوک به راحتی اجرا کرد.جهت اجرای ماهور "ر" از نی لا کوک استفاده می کنیم.
می توان با نی سل کوک ماهور سل را اجرا کرد اما این کار با نی لا کوک راحتتر است.
این بحث را ادامه نمی دهم انشالاه در مقالات بعدی بشکل تخصصی به موضوع می پردازیم.
نی نوازی دارای سبک و مکتب های گوناگونی است که تفاوت عمده ای با یکدیگر دارند.از مکاتب مختلف می توان مکتب اصفهان , تهران و تبریز نام برد.
از نی نوازان نسل پیش می توان نایب اسدالله را نام برد و همچنین شاگردش مهدی نوایی .
از نی نوازان عصر حاظر نیز می توان استاد حسن کسایی را نام برد که کمک ویژه ای به موسیقی ایرانی کردند.در واقع از استاد کسایی نی قدرت تازه ای به خود گرفت و حرفی برای گفتن داشت که الآن پیشرفته ترین اتود هایی که برای ویلن یا سنگین ترین تحریر های آوازی و سازی و ریز ها در نی قابل اجرا است و روز به روز قدرت نهفته در این ساز شکوفا می شود و الآن به جرئت می توان گفت که نی قابلیت اجرا هر نغمه ای که در ذهن بشریت تصور شود را داراست چه در تک نوازی - دو یا سه نوازی و یا گروه نوازی یا اکستر های بزرگ نظیر ارکستر سمفونیک .
از استادان و نوازندگان حال حاظر می توان به حسن ناهید - محمدعلی کیانی نژاد - محمد موسوی - جمشید عندلیبی - عبدلنقی افشارنیا - بهزاد فروهری و ... نام برد.
کتاب ها و اثرات متعددی برای یادگیری فنون و رموز نی نوازی موجود می باشند از جمله :
1- آموزش نی - جلد اول نوشته عبدالنقی افشارنیا
2- آموزش نی - جلد دوم (ردیف مقدماتی) نوشته عبدلنقی افشارنیا
3- ردیف های استاد ابوالحسن صبا تدوین عبدالنقی افشارنیا
4- شیوه نی نوازی نوشته محمد علی کیانی نژاد
5- ردیف آوازی عبداله دوامی ویژه نی نوازان تدوین محمد علی کیانی نژاد
6- فریاد کویر اثر حسن کیانی نژاد
از دیگر اثرات مفید جهت یادگیری نی می توان از اثار زیر نام برد:
1- ردیف آوازی محمود کریمی
2- دستور مقدماتی ویولن اثر روح اله خالقی (چهار جلدی)
3- 18 قطعه پیش درآمد
4- کتاب ردیف 3 ویولن ابوالحسن صبا
5- مجموعه قطعات پیشدرآمد و رنگ استاد پایور برای ویولن
توجه داشته باشد جهت نواختن آهنگ های چپ کوک کتاب های ویلن باید یک پرده به بم نت ها را انتقال دهیم.
از آثار صوتی منتشر شده کاست های تک نوازی استادان موسوی , کسایی و عندلیبی بسیار سودمند هستند.

با استاد حسنیوسفزمانی
ماریا صبای مقدم :
زندگینامه ی استاد از زبان خود
چندی است که جریان درخور تحسینی بین ایرانیان مقیم داخل و خارج کشور در جهت تجلیل از هنرمندان در زمان حیات آنها شروع شده. من هم به نوبهی خود میخواستم در تداوم و بقاء این جریان سهمی داشته باشم. به همین دلیل از گفتگوهایی که با عدهای از هنرمندان ایرانی مقیم تورنتو داشتم، متنهایی تهیه کردم. اولین گفتگو با آقای حسن یوسفزمانی آهنگساز و نوازندهی ایرانی مقیم تورنتو صورت گرفت.
ادامه مطلب...

تمبک
تُمبَک، (تنبک، دمبک، دنبک یا ضَرب) یکی از سازهای کوبهای پوستی است و از نظر سازشناسی جزو طبلهای جامشکل محسوب میشود که از این خانواده میتوان به سازهای مشابه مانند داربوکا در کشورهای عربی و ترکیه و همچنین زیربغلی در افغانستان اشاره کرد. قدمت تنبک با نامهای پهلوی دمبلک و تنبور به پیش از اسلام میرسد و طبق نظر دکتر معین دمبک صورت دگرگونشده همین نام است. از دیدگاه زبانشناسان واژه Tambourine که در زبانهای اروپایی برای تمبک بکار میرود از واژه تنبور پهلوی وام گرفته شده ست.
تمبک در چند دهه اخیر پیشرفت چشمگیری کرده و به عنوان سازی تکنواز و مستقل مطرح شده است؛ این پیشرفت مرهون زحمتهای استادان این ساز است که در این میان نقش استاد حسین تهرانی به قدری اهمیت مییابد که از او میتوان با عنوان پدر تنبک نوازی نوین ایران یاد کرد. در جهانی ساختن این ساز،مرحوم ناصر فرهنگ فر و بهمن رجبی و امیر ناصر افتتاح نیز نقش مهمی داشته اند که در این بین تنها بهمن رجبی در قید حیات می باشند. با آنکه این ساز پیشرفت بسیار خوبی داشته است و امروز بصورت وسیعی از آن استفاده میشود، در ایران، تنبک به عنوان ساز تخصصی در رشته کارشناسی موسیقی در نظر گرفته نمیشود.
تمبک
تُمبَک، (تنبک، دمبک، دنبک یا ضَرب) یکی از سازهای کوبهای پوستی است و از نظر سازشناسی جزو طبلهای جامشکل محسوب میشود که از این خانواده میتوان به سازهای مشابه مانند داربوکا در کشورهای عربی و ترکیه و همچنین زیربغلی در افغانستان اشاره کرد. قدمت تنبک با نامهای پهلوی دمبلک و تنبور به پیش از اسلام میرسد و طبق نظر دکتر معین دمبک صورت دگرگونشده همین نام است. از دیدگاه زبانشناسان واژه Tambourine که در زبانهای اروپایی برای تمبک بکار میرود از واژه تنبور پهلوی وام گرفته شده ست.
تمبک در چند دهه اخیر پیشرفت چشمگیری کرده و به عنوان سازی تکنواز و مستقل مطرح شده است؛ این پیشرفت مرهون زحمتهای استادان این ساز است که در این میان نقش استاد حسین تهرانی به قدری اهمیت مییابد که از او میتوان با عنوان پدر تنبک نوازی نوین ایران یاد کرد. در جهانی ساختن این ساز،مرحوم ناصر فرهنگ فر و بهمن رجبی و امیر ناصر افتتاح نیز نقش مهمی داشته اند که در این بین تنها بهمن رجبی در قید حیات می باشند. با آنکه این ساز پیشرفت بسیار خوبی داشته است و امروز بصورت وسیعی از آن استفاده میشود، در ایران، تنبک به عنوان ساز تخصصی در رشته کارشناسی موسیقی در نظر گرفته نمیشود.

آزاده مقصودی
آزاده مقصودی نوازنده ویولن ایرانیتبار آلمانی است.
آزاده در سال ۱۹۸۹ در لوبک به دنیا آمد. مادر او خانم شهره کتابی خیلی زود به استعداد دخترش پی برده و به تشویق او پرداخت. او از شش سالگی شروع به ویولن زدن کرد.
آزاده مقصودی در دوازده سالگی در امتحان ورودی دانشکده موسیقی لوبک قبول شد. او اکنون زیر نظر خانم ماریا اگلهف تعلیم میبیند. آزاده پنج سال پشت سرهم در مسابقات موسیقی نوازان جوان Jugend musiziert شرکت کرد و دوبار برنده جایزه اول مسابقات سرتاسری آلمان شد.
آزاده تا بحال در چند کشور اروپائی و آسیائی کنسرت برگزار کرده است. او همراه با نایجل کندی نیز کنسرتهائی برگزار کرده است.
آشنائی او با نایجل در هامبورگ اتفاق افتاد. او که برای شنیدن کنسرت نایجل به هامبورگ رفته بود، بین دو اجرا به پشت صحنه رفت و با ویولنی که همراه داشت برای نایجل قطعهای را اجرا کرد. نایجل بهقدری نوازندگی او را پسندید که از او دعوت کرد که در کنسرت بعدی در شهر لوبک باهم کنسرتوی باخ برای دو ویولن را اجرا کنند.

کمانچه
کمانچه یکی از سازهای موسیقی است.
این ساز جز دسته سازهای زهی است و دارای 4 سیم میباشد. این سیمها به موازات تمام طول ساز امتداد دارد و صدای آن خیلی خوش و جذاب میباشد ولی کمی به اصطلاح تو دماغی.
کاسه صوتی این ساز از چوب توت است که با برشهای از عاج تزیین شده است.
معمولاً از زیر شیطانک کمانچه تا زیر دهانه کاسه در کمانچههای پشت بسته 28/5 و در کمانچههای پشت باز 31 سانتی متر است که این اندازهها در کمانچههای نقاط مختلف کشور نسبی هستند ترکیب صدایی کمانچه آن را از نوع سازهای زیر صدا قرار داده البته در کمانچههای آلتو یت باس صدا نسبتاً یک اکتاو بم تر است در قدیم کمانچه را ستار پارسی میگفتند کمانچه را معمولاً با دو کوک چپ و راست کوک میکنند چپ کوک معمولاً برای همراهی با خوانندگان زیر صدا (عمدتاً خانمها) و راست کوک معمولاً برای همراهی و جواب آواز بم صداها (عمدتاً آقایان) البته تمامی مطالب گفته شده نسبی هستند مثلاً در بعضی نقاط ایران ممکن است طول دسته کمانچه به 35 سانت هم برسد .
پیشینه کمانچه در ایران به پیش از اسلام میرسد و در نواحی بلوچستان به نام غژک یا غیچک نامیده میشود ولی شمار سیمهای آن از کمانچه بیشتر است.
نوازندگان مطرح حال حاضر اين ساز عبارتاند از اردشیر کامکار، داود گنجهای، کيهان کلهر، سعيد فرج پوري، علی اکبر شکارچی، فرج علیپور، هادی منتظری و سینا جهان آبادی
کمانچه با صدای تو دماغی مربوط به سبک قدیم این ساز و در واقع شیوهٔ کمانچه نوازی استاد اصغر بهاری است. اما امروز غیر از این سبک شیوهٔ کمانچه نوازی نوین هم وجود دارد که کیهان کلهر آن را بارورتر کرده.
در دایره المعارف فارسی ج 2 ذیل کمانچه آمده است: از سازهای زهی قدیم ایران و در واقع نوع تکامل یافته رباب، کاسه گرد و پایه آهنی دارد و مانند تار و ویولن سیمهای آن را با گوشی محکم و کوک میکنند، کمانی که با آن کمانچه را می نوازند کمانه نام دارد و همان است که در ویولن کلمه فرانسوی آرشه به معنی کمان کوچک جای آن را گرفته است.
شادروان خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران، کمانچه را تکامل یافته رباب می نامد: ساز اخیر رباب که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده است و با کمانه به صدا در می آمده و همان است که ما امروز کمانچه میگوییم. و به همین جا اضافه میکند از دوره صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است. قسمت اصلی کمانچه کاسه آن است که به صورتهای مختلف ساخته میشود. کاسه کمانچه هنوز از نظر جنس چوب، اندازهها و شکل یکسان و تثبیت شده نیست. از نظر شکل، کاسهها را به صورت کروی یا مخروط ناقص درست میکنند. کاسههایی که به شکل مخروط ناقص هستند اکثرا پشت باز ساخته میشوند. استفاده از این کمانچهها در قسمتهای مرکزی ایران به خصوص در لرستان متداول است. این کمانچهها صدایی پر قدرت و شفاف دارند و چون کاسهٔ سبک دارند، اجرای قطعاتی که نیاز به چرخیدن سریع کمانچه دارد بر روی این کمانچهها آسانتر است و این امتیازی است برای این نوع کمانچه. این کمانچهها اغلب سه سیم دارند ولی این روزها به تدریج دارای چهار سیم میشوند. کمانچههای پشت باز معمولاً از چوب توت و به صورت یک تکه ساخته میشوند. کاسههای کروی به دو صورت یک تکه و ترکهای هستند، در کمانچههای ترکهای کاسه از به هم چسبیدن ترکههایی که در روی قالب خم شدهاند ساخته میشود. ضخامت این کاسهها کم است و به همین دلیل کاسه سبک است و چرخیدن کمانچه به سهولت صورت میگیرد. کاسههای یک تکه از چوبهای مختلف ،معمولاً از گردو خراطی میشود. وزن کاسه از کاسههای ترکهای بیشتر و چرخش کمانچه تا حدی مشکل است.صدای این نوع کمانچهها زیاد مطلوب نیست، کمانچههایی ساخته میشود که تغریبا کروی است و از چوب توت به صورت دو تکه ساخته میشود، این کمانچهها چون دست باز هستند در تنظیم شکل و ضخامت و اندازههای دهانه کمانچه دقت بیشتری دارند و خوش صدا هستند. قطر بیرونی کاسه کمانچه موسیقی سنتی معمولاً 20 سانتی متر است، در حالی که در مناطق مختلف ایران اندازه کاسه کمانچه متفاوت است، ترکمنها کمانچه با کاسههای بسیار کوچک می سازند. در نقاط دیگر دنیا نیز که سازهایی شبیه به کمانچه ما دارند کاسهها کوچک و غالبا از پوست نارگیل ساخته میشود. دسته کمانچه بر خلاف کاسه تقریباً در یک شکل ساخته میشود. جنس دسته از چوب گردوو شکل آن مخروط ناقص و قطر آن در شیطانک 37 میلی متر و در محل اتصال به کاسه 31 میلی متر است. طول دسته کمانچه 31 سانتی متر است. در گذشته کمانچه دارای سه سیم بوده است، گاهی دو سیم اول و دوم مضاعف انداخته می شد و احتمالاً در تبعیت از ویولن به چهار سیم تبدیل شده است. بنابراین چهار سیم و در نتیجه چهار گوشی بر روی دسته کمانچه قرار میگیرد، و این سیمها پس از رد شدن از روی شیطانک و عبور از روی دسته و کاسه به سیم گیر وصل میشوند. بر روی دهانه کمانچه پوست کشیده میشود و این پوست معمولاً پوست دل گاو، پوست ماهی، پوست آهو و غیره میتواند باشد. خرک بر روی پوست قرار میگیرد و سیمها با فشار خرک را به پوست می چسبانند. کمانچه به وسیله یک پایه که در قسمت سیم گیر به کاسه وصل شده است، روی پای نوازنده قرار میگیرد. آرشه کمانچه، که اسم اولیه اش کمانه بوده است، تشکیل شده است از یک چوب که از یک طرف انحنا دارد با بلندی 60 سانتی متر و موی دم اسب. موی آرشه کمانچه بر خلاف سازهای زهی غربی بر روی چوب محکم کشیده نمیشود، بلکه نوازنده است که به هنگان نوازندگی به تناسب احساس فسار را بر روی سیم تغییر می دهد. چگونگی صدای کمانچه به عواملی بستگی دارد که بعضی از آنها از این قرارند: جنس چوب، ضخامت در نقاط مختلف کاسه، شکل کاسه، اندازههای کاسه، چگونگی سطح کاسه از نظر تراش، نوع و ضخامت پوست، جنس و شکل و اندازه و محل قرار گرفتن خرک، چگونگی شیطانک، جنس سیم، زاویه اتصال دسته به کاسه. برای ساختن کمانچهای با صدای دلخواه ضمن در نظر داشتن عواملی که گفته شد سالها تجربه لازم است.






