سلام امیدوارم که خوب باشید. امروز میخوام در مورد دستگاه های موسیقی صحبت کنم. در ضمن مطلب بعدی رو در مورد اوازها میدم. به امید دیدار
دستگاه شور
دستگاه شور، از دستگاههای موسیقی ایران است.
غالب آوازهایی که خواننده آموزش ندیده ایرانی میخواند در یکی از مایههای این آواز میگنجد، از این رو این دستگاه را مادر موسیقی ایرانی هم خواندهاند.
در میان دستگاههای ایرانی شور از همه بزرگتر است. زیرا هر یک از دستگاهها دارای یک عده آوازها و الحان فرعیست ولی شور غیر از آوازهای فرعی دارای ملحقاتیست که هر یک به تنهایی استقلال دارد. آوازهای مستقلی که جزء شور محسوب میشود و هر یک استقلال دارد از این قرار است: ابوعطا، بیات ترک، افشاری و دشتی.
آواز بیات ترک در پردههای شور نواخته میشود و جزو ملحقات آن طبقه بندی میشود، ولی چون از نظر شنوایی حسی شبیه دستگاه ماهور ایجاد میکند، برخی قایل به طبقه بندی آن تحت دستگاه ماهور هستند.
در مکتب آوازی اصفهان آواز بیات ترک در مشتقات دستگاه ماهور به حساب میآید اما در مکتب تهران، مایه بیات ترک را جزء دستگاه شور به حساب میآورند.
مایهها (متعلقات)
· آواز ابوعطا
· آواز دشتی
· آواز افشاری
· آواز بیات ترک - گاه بیات زند نیز برای اشاره به این آواز بکار برده شده
· آوازبیات کرد - کردِ بیات نیز گفته میشود
گوشهها
گوشههای ردیفی این دستگاه عبارتاند از:
1. درآمد اول
2. درآمد دوم
3. درآمد سوم: کرشمه
4. درآمد چهارم: گوشهی رهاب
5. درآمد پنجم: اوج
6. درآمد ششم: ملانازی
7. نغمهی اول
8. نغمهی دوم
9. زیرکش سلمک
10. ملانازی
11. سلمک
12. گلریز
13. مجلسافروز
14. عزال
15. صفا
16. بزرگ
17. کوچک
18. دوبیتی
19. خارا
20. قجر، فرود
21. حزین
22. شور پایین دسته
23. گوشهی رهاب
24. چهار گوشه
25. مقدمهی گریلی
26. رضوی، حزین، فرود
27. شهناز
28. قرجه
29. شهناز کت (عاشقکش)
30. رنگ اصول
31. گریلی
32. رنگ شهرآشوب
دستگاه سهگاه
دستگاه سهگاه اين دستگاه تقريباً در همه ممالك اسلامي متداول است. اين دستگاه بيشتر براي بيان احساس غم و اندوه كه به اميدواري مي گرايد مناسب است. آواز سه گاه بسيار غم انگيز و حزن آور است.گوشه هاي مهم اين دستگاه عبارتند از: در آمد، مويه، زابل، مخالف، حصار، گوشه هاي ديگر مانند: آواز، نغمه، زنگ شتر، بسته نگار، زنگوله، خزان، بس حصار، معربد، حاجي حسيني، مغلوب، دوبيتي، حزين، دلگشا، رهاوي، مسيحي، ناقوس، تخت طاقديس، شاه ختايي، مداين، نهاوند. آوازی است بی نهایت غمگین و ناله های جانسوز آن ریشه و بنیاد آدمی را از جا می کند و از راز و نیاز عاشقان دوری کشیده و از بیچارگی بی نوایان و ضعیفان گفتگو می کند ( روح الله خالقی- نظری به موسیقی).
البته حالت این دستگاه در همه جا ثابت نیست و بویژه در مخالف بسیار با شکوه است و حتی آهنگهای شادی آوری در سه گاه فراوان هستند از جمله "امشب که مست مستم" .
گوشه های مهم دستگاه سه گاه عبارتند از :
1- درآمد : که معمولا همه دستگاه ها با گوشه ای به نام درآمد که نشان دهنده حالت دستگاه است آغاز می شود.
2- زابل : بر درجه سوم گام تاکید دارد.
3- مویه : که بر درجه پنجم گام تاکید می کند و حالتی مانند شور دارد .
4- مخالف : که بر درجه ششم گام تاکید دارد و حالت آن با سه گاه فرق دارد و می توان از این گوشه برای مرکب خوانی به اصفهان نیز استفاده کرد .
دستگاه چهارگاه
دستگاه چهارگاه از نظر علم موسیقی یکی از مهمترین و زیباترین مقامات ایرانی است. گام آن مانند شور و همایون، پایین رونده و مثل گام ماهور و اصفهان بالارونده میباشد، چرا که در دو حالت محسوس است. یعنی میتوان گفت که این گام، مخلوطی از گام سهگاه و همایون است و اگر نت دوم و ششم گام ماهور را ربع پرده کم کنیم، تبدیل به چهارگاه میشود.
در گام چهارگاه همیشه دو علامت نیم پرده برشو و دو علامت ربعی فرو شو با هم وارد شدهاند و فواصل درجات این گام نسبت به تونیک عبارتند از: دو نیم بزرگ، سوم بزرگ، چهارم درست، پنجم درست، ششم نیم بزرگ، هفتم بزرگ و هنگام، که دانگهای آن هم با یکدیگر برابرند. نت شاهد (تونیک) این دستگاه نیز در راست کوک «دو» است. حالت آغازین درآمدهای چهارگاه، با نت «لا» بسیار واضح و مشخص است و به این وسیله به راحتی میتوان آن را از سایر گامها تشخیص داد.
از میان مقامات ایرانی و به خصوص موسیقی مشرق زمین، شور، سهگاه و چهارگاه هستند که از این میان، مقام چهارگاه از همه مهمتر است. چهارگاه را گامی کاملاً ایرانی و خالص میدانند. این گام با گام بزرگ (ماژور) ارتباط دارد چرا که مانند گام بزرگ بالا رونده است. سوم بزرگ مانند گام بزرگ است (دانگهایش مثل گام بزرگ (ماژور) مساوی بوده و فاصلهٔ آخر آنها نیم پرده است) و همین طور فاصلهٔ هفتم آن مانند هفتم گام بزرگ است و فاصلهٔ محسوس تا تونیک نیم پرده میباشد.
از طرف دیگر این چهارگاه با گام کوچک (مینور) نیز ارتباط دارد و به طریقی تمامی گامهای مختلف در یک جا جمع شدهاند و بهترین صفات هر گام را انتخاب کرده تا گام چهارگاه را با صفات عالی تشکیل دهد. گام چهارگاه هم از نظر آوایی و هم گوشههای مشترک، شباهت زیادی با گام سهگاه دارد.
چهارگاه در گوشه زابل، کمی به اوج میرود. این گوشه با وجود اینکه نت شاهد و ایست ثابتی ندارد، ولی از حالت ریتمیک و ضربی بالایی برخوردار است ولی از این نظر، هیچ وقت به پای گوشه مخالف نمیرسد. مخالف اوج زیبایی چهارگاه است. حصار گوشهای است که در عین زیبایی، کمی از نظر کوک برای نوازندگان به خصوص سنتورنوازان، مشکلساز میشود. زیرا برای اجرای این گوشه در ادامه ردیف چهارگاه، بایستی نت «فا» را دیز کوک کرد (البته در راست کوک). یعنی نت فا، نیم پرده زیر میشود. این گوشه تا حدودی معادلات چهارگاه را به هم میریزد و برای اینکه بتوان به ادامه ردیف پرداخت، بایستی فرودی مجدد به درآمد داشته باشیم. گوشه منصوری نیز معمولاً پایان بخش دستگاه چهارگاه است. حالات کرشمه، بسته نگار، حزین و زنگ شتر، به زیبایی در تمام چهارگاه، خودنمایی میکنند.
آواز چهارگاه نمونه جامع و کاملی از تمام حالات و صفات موسیقی ملی ماست. چرا که درآمد آن مانند ماهور، موقر و متین است و شادی و خرمی خاصی دارد. در ضمن آواز زابل در همه دستگاهها و در اینجا حزن و اندوه درونی در آواز ما دارد. آوازی نصیحتگر، تجربه آموز و توانا مانند همایون دارد و آواز مویه و منصوری غم انگیز و حزین است. پس این دستگاه نیز به دلیل کمال خود هم گریه و زاری میکند و هم شادی میآفریند و گاهی مسرور و شادمان است و گاهی نیز غمانگیز و دلشکسته و با توشهای از متانت و وقار عارفانه شرقی.
اما روی هم رفته چهارگاه را می توان دستگاهی محسوب کرد که مانند پیری فرزانه دارای روحی بلند و عرفانی است و احساسات عالی انسانی را در کنار خصایص و محسنات انسانی صبور و شکیبا داراست. از ناکامیها و ناامیدیها اشک غم میریزد و در شادیها و خوشیها اشک شوق و سرور. این دستگاه، بهترین گزینه برای ساخت قطعات و تصانیف ملی میهنی و حماسی است به طوری که به زیبایی میتواند حالت شوق و افتخار وصف ناپذیری را در شنونده به وجود آورد. نوازندگی در این دستگاه با هر یک از سازهای ایرانی، زیبایی خاص خود را دارد ولی هنگامی که تارنوازی به اجرای چهارگاه میپردازد، چیز دیگری است.
از گوشه های اصلی این دستگاه میتوان به موارد زیر اشاره کرد: درآمد، بدر، پیش زنگوله و زنگوله، زابل، حصار، مخالف، مغلوب، ساز بانک، حدی، پهلوی و منصوری.
دستگاه همایون
دستگاه همایون یکی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی است.
به دلیل استفاده از یک گام خاص و تفاوت محسوس در گام بالا رونده و پایین رونده دستگاه همایون منحصر به فردترین دستگاه موسیقی ایرانی به شمار میرود. مقایسه سایر دستگاههای موسیقی ایرانی با موسیقی دیگر ملل و خصوصاً کشورهای همجوار تشابه و یکسان بودن ریشه برخی را نشان میدهد. اما این مطلب در مورد دستگاه «همایون» صادق نیست.
دستگاه همایون و یا به تعبیری «دستگاه عشاق»، با حالت محزون و اسرار آمیز خود گوشههای متعددی دارد که گوشه «بیداد» اوج این دستگاه تلقی میشود.
آثار ارزشمندی از موسیقی ایرانی در سده قبل در این دستگاه ساخته و اجرا شدهاند. «رنگ فرح» از جمله این آثار است.
از لحاظ مرکب خوانی این دستگاه به دستگاههای سهگاه و شور ارتباط دارد و وسعت این دستگاه را بیشتر میکند.
یکی از آوازهای ایرانی که اسم آن در کتب موسیقی هست آواز اصفهان است که آن را از متعلقات دستگاه همایون دانستهاند. یکی دیگر از آوازهایی که از متعلقات دستگاه همایون است، آواز شوشتری است. فواصل پردهها در این دستگاه به صورت زیر است:
سل(بکار).لا(کرن).سی(بکار).دو(بکار)ر(بکار)می(بمل).می بم(کرن).فا (بکار).
نت شروع این دستگاه به طور معمول «فا» است. البته این دستگاه در کوکهای دیگری با نامهای همایون «دو» و «رِ» نیز نواخته میشود. در ردیف مرحوم کریمی از شوشتری به عنوان یکی از گوشههای این دستگاه نام برده شده است. گوشههای ردیفی این دستگاه عبارتند از:
1. چهارمضراب
2. درآمد اول
3. درآمد دوم: زنگ شتر
4. موالیان
5. چکاوک
6. طرز
7. بیداد
8. بیداد کت
9. نیداود
10. باوی
11. سوز و گداز
12. ابول چپ
13. لیلی و مجنون
14. راوندی
15. نوروز عرب
16. نوروز صبا
17. نوروز خارا
18. نفیر
19. فرنگ و شوشتری گردان
20. شوشتری
21. جامهدران
22. راز و نیاز
23. میگلی
24. موالف
25. بختیاری با موالف
26. عزال
27. دناسری
28. رنگ فرح
همچنین آلبوم بیداد استاد شجریان با آهنگسازی استاد مشکاتیان از جمله آهنگهایی است که در این دستگاه ساخته شده است.
دستگاه ماهور
دستگاه ماهور یکی از گستردهترین دستگاههای موسیقی ایرانی است و در ردیفهای گوناگون در حدود ۵۰ گوشه دارد. دستگاه ماهور به علت حالت و ملودی روانی که دارد اغلب به صورت موسیقی شاد در جشن ها و اعیاد نواخته می شود. این دستگاه دارای گوشه های متنوعی است که با مقام های کاملاً متفاوت در سه بخش بم، میانی و زیر اجرا می شود. ناگفته نماند تمام گوشه ها به وسیلهٔ فرود به درآمد رجعت می کنند.
ماهور «دو»
ماهور دو، ماهوری است که گام آن از دو شروع میشود. یعنی نت شاهد آن دو میباشد و در تار وسه تار با کوک دو سل دو دو نواخته میشود. در ماهور دو همه پردهها بکار هستند یعنی دو – ر – می– فا - سل – لا - سی – دو.
ماهور «ر»
برای ویلن و کمانچه معادل آن ماهور «ر» میباشد که شاهد آن نت «ر» است و نت «دو» نیز دیز میشود.
گوشههای اصلی و زیر مجموعههای آنها
1. درآمد : ( نت شاهد آن نت اول گام است یعنی «دو»)
2. گوشه گشایش(داد) : ( نت شاهد آن نت دوم گام است یعنی «ر»)
3. گوشه شکسته : ( نت شاهد آن نت پنجم گام است یعنی «سل»)
4. گوشه دلکش : ( نت شاهد آن نت پنجم گام یعنی سل است )
5. گوشه عراق : ( نت شاهد آن نت هشتم گام یعنی دو است )
6. گوشه راک: (شاهد و ایست آن نت دو یک اکتاو بالاتر از شاهد و ایست درآمد است)
7. گوشه فیلی: (شاهد آن فاصله درست پنجم بالاتر از درآمد یعنی «سل» می باشد و ایست آن می کرن که البته درصورت بازگشت به ماهور ایست آن مطابق با ایست ماهور خواهد بود)
گوشههای ریتمیک
1. کرشمه
2. مجلس افروز
3. خسروانی
4. چهار پاره
5. زنگوله
دستگاه نوا
دستگاه نوا نام یکی از هفت دستگاه موسیقی سنتی ایرانی است. این دستگاه در گذشته جزئی از دستگاه شور بوده است.
دستگاه راست پنجگاه
دستگاه راست پنجگاه نام یکی از هفت دستگاه موسیقی سنتی ایرانی است.که ریتمی تقریبا بزمی دارد.
پایان
دستگاه نوا
دستگاه نوا نام یکی از هفت دستگاه موسیقی سنتی ایرانی است. این دستگاه در گذشته جزئی از دستگاه شور بوده است.
دستگاه راست پنجگاه
دستگاه راست پنجگاه نام یکی از هفت دستگاه موسیقی سنتی ایرانی است.که ریتمی تقریبا بزمی دارد.
پایان


این نقاشی محشر و یکی از بهترین نقاشیای عمرمه که دیدم
این نقاشی یک اثر بی نظیر از گروه شیدا هست
من وقتی این کار را دیدم برای لحظاتی مبهوت این کار شدم ، تصویر تمثیلی از اجرایی زیر زمینی در سالهی 56 - 57 است . اجراهایی که از دل آن آثار حماسی و ارزشمندی همچون " سپیده " بیرون آمد .
فضای دلهره در سالهایی که گروه عارف و شیدا برای موسیقی ملی و میهنی ایران آثار بزرگی را آفریدند در این کار به زیبا ترین شکل ممکن نمایان است . دورانی طلایی در موسیقی ایران که از دل مجموعه چاووش بیرون آمد .
این نقاشی به قدری زیبا و تاثیر گذار است که مرا بر آن داشت که آن را در اینجا منتشر کنم .
چهره استاد آواز ایران محمد رضا شجریان ، استاد محمد رضا لطفی رهبر گروه و نوازنده تار ، پشنگ کامکار نوازنده سنتور ، هادی منتظری نوازنده کمانچه ، عبدالنقی افشارنیا نوازنده نی و ... و فضای ترسیم شده از اجرایی در زیر زمینی مخفی اوج این اثر هنری است

«قيصر امينپور» درگذشت
به گزارش خبرنگار فارس، قيصر امينپور دوشنبه شب گذشته هنگامي كه بر اثر بيماري به بيمارستان دي تهران منتقل شده بود و تلاشهاي پزشكان براي مداواي وي نتيجههاي در برنداشت درگذشت. شنيدهها حاكي از آن است كه امينپور بر اثر بيماري قلبي درگذشتهاست. قيصر امينپور در دوم ارديبهشت ماه سال 1338 در شهرستان گتوند از توابع شهر دزفول متولد شد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در شهرستانهاي گتوند و دزفول به پايان برد. وي در آغاز عاشق نقاشي بود، اما سرانجام به سراغ شعر رفت و شعر او را به دانشكده ادبيات دانشگاه تهران كشاند. امينپور در سال 1376 با دفاع از رساله خود با عنوان «سنت و نوآورى در شعر معاصر» كه با راهنمايى محمدرضا شفيعى كدكنى به سرانجام رسيده بود، موفق به اخذ مدرك دكتراى ادبيات فارسى از دانشگاه تهران شد.

شاید همه شما با آهنگ "مرغ سحر" آشنا باشید. در این قسمت شما همه چیز را درباره این آهنگ و پدید آورندگان آن خواهید دانست. به اضافه اینکه، از شنیدن و دیدن اجراهای مختلف "مرغ سحر" لذت خواهید برد.

شعر : ملک الشعرا بهار
آهنگ: مرتضی ني داوود
خوانندگان: قمرالملوک وزیری، ملوک ضرابی ، شجریان ، هنگامه اخوان ، نادر گلچين ، فرهاد ، فاضل جمشيدی و ...
سال آفرينش: ۱۳۰۴
دستگاه: ماهور
مرغ سحر ناله سر کن ................ داغ مرا تازه تر کن!
زآه شرر بار ، اين قفس را ............ برشکن و زير و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنجه قفس درآ ..... نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه اين خاك توده را .. پر شرر كن !
ظلم ظالم ، جور صياد .................... آشيانم داده بر باد
اي خدا ، اي فلك ، اي طبيعت .......... شام تاريك ما را سحر كن
نوبهار است ، گل به بار است .......... ابر چشمم ، ژاله بار است
.................. اين قفس چون دلم تنگ و تار است ..................
شعله فكن در قفس اي آه آتشين ..... دست طبيعت گل عمر مرا مچين
جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين ... بيشتر كن ، بيشتر كن ، بيشتر كن
مرغ بي دل ، شرح هجران ............... مختصر ، مختصر كن ، مختصر كن
بند دوم
عمر حقيقت به سر شد ................. عهد و وفا بي اثر شد
ناله عاشق ، ناز معشوق ............... هر دو دروغ و بي ثمر شد
راسته و مهر و محبت فسانه شد ..... قول و شرافت همگي از ميانه شد
از پي دزدي ، وطن و دين بهانه شد .. ديده تر كن!
جور مالك ، ظلم ارباب ................... زارع از غم گشته بي تاب
ساغر اغنيا پر مي ناب .................. جام ما پر ز خون جگر شد
اي دل تنگ ناله سر كن ................. از مساوات صرف نظر كن
ساقي گلچهره بده آب آتشين ........ پرده دلكش بزن اي يار دلنشين
........................ ناله بر آر از قفس اي بلبل حزين ........................
كز غم تو ، سينه من ...................پر شرر شد ، پر شرر شد
توضیح: بند دوم اين تصنيف ، سياسي بوده و فقط اجراهاي قديم آن موجود است.

محمدتقی بهار ملقب به ملک الشعرا ازمردان شعر و ادب و سياست و تاريخ معاصر ايران است. پدرش، محمد کاظم صبوری، ملک الشعرای آستان قدس رضوی بود و در اعياد و مراسم مذهبی اشعاری را که به همان مناسبت سروده بود می خواند. پس از درگذشت او، محمد تقی، که قريحه ای سرشار در سرودن اشعار داشت، هنگام ورود مظفرالدين شاه قاجار به خراسان قصيده ای سرود و به اين طريق لقب پدر را به دست آورد. ادامه
اگر چه مي توان شعر « مرغ سحر» سروده محمدتقي بهار (ملك الشعرا) و سازگاري آن را با آرمان ملي و آزادي جويي مردم، پشتوانه شهرت و ماندگاري آن به شمار آورد، ولي از كاركرد زيبايي آهنگ ني داوود نيز نمي توان و نبايد غافل ماند. كما اينكه بهار متن هاي زيباي ديگري نيز براي پيوند با موسيقي سروده ولي هيچكدام شهرت و تاثير مرغ سحر را پيدا نكرد ه است.

مرتضي ني داود در سال ۱۲۷۹ و به روايتي ديگر ۱۲۸۰ خورشيدي در تهران و در خانواد ه اي اهل موسيقي زاده شد.مرتضي خان دو سال نزد آقاحسينقلي و سه سال نزد برجسته ترين شاگرد او، درويش خان، رديف موسيقي سنتي و شيوه تارنوازي را آموخت و آنچنان پيش رفت كه در ختم كلاس درويش توانست «تبرزين طلايي»، يعني نشاني را كه به شاگردان ممتاز داده مي شد، به دست آورد.از ميان آفريده هاي او علاوه بر مرغ سحر، مي توان از تصنيف هايي چون شاه من، ماه من، مرغ حق و آتش دل، و نيز پيش درآمد اصفهان ياد كرد كه هنوز جاذبه خود را حفظ كرد ه است.مرتضي ني داود در سال ،۱۳۵۹ رهسپار ايالات متحده آمريكا شد و ده سال پس از آن، يعني در دوم مرداد ماه سال ۱۳۶۹ در سن نودسالگي و در ديار غربت چشم از جهان فروبست.
مرغ سحر با صدای هنگامه اخوان : ذخیره ( ۴.۲۱مگابایت)
مرغ سحر با صدای فرهاد : ذخیره ( ۱.۹۸ مگابایت)
مرغ سحر با صدای گلریز : ذخیره ( ۴.۲۸ مگابایت)
مرغ سحر با صدای استاد شجریان( اجرای قدیم سال ۱۳۶۹) : ذخیره ( ۵.۳۵ مگابایت)
مرغ سحر با صدای استاد شجریان( اجرای جدید سال ۱۳۸۲): ذخیره (۱.۱۸ مگابایت)
توضیح: "مرغ سحر" 69 ماهور "دو" و اجرای سال 82 ماهور"فا" است، پس در اجرای سال 82 خوانندگان تا نت "ر" باید بخوانند که می خوانند، ولی شفافیت صدای گذشته را ندارد. همینطور نوازندگان قسمتهایی را برای زینت اضافه کرده اند، ولی کمانچه بوضوح فالش است! با شنیدن سه گانه سال 69 اولین احساسی که به شنونده دست میدهد، زلالی و بی پیرایگی این آثار است.
فایل تصویری از اجرای مرغ سحر در برنامه رنگارنگ : ذخیره (۱.۳۵ مگابایت)
و در آخر اینکه، نت مرغ سحر را از اینجا می توانید دریافت کنید.


صداي كردستان از نالهشكن ميآيد
نگاهي به زندگي زنده ياد استاد حسن زيرك (پیام قرنی۳۱/۷/۱۳۸۶)
كردستان ديار باورهاي ناب و سرزمين حماسه و عشق و عرفان، جايگاه پرافتخار هنر و هنرمنداني بوده كه هميشه در طول تاريخ گهربار ايران زمين با آثار زيباي خود برهههاي زماني را تبلور خاصي بخشيدند.
در اين مقاله يادي خواهيم كرد از مقام بلند يكي از برجستگان عرصه موسيقي كرد، زنده ياد استاد حسن زيرك كه نام و آثار اين هنرمند فقيد براي هر كردي در سراسر گيتي كاملا آشناست و اخيرا نيز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اقدامي نيكو و پسنديده مجوز كاستي از اين هنرمند را صادر كرده كه صد البته انتشار اين اثر حاصل تلاش و كوشش همسر وفادار او سركار خانم ميديا زندي و چند تن از هنرمندان و هنردوستان صورت گرفته كه كاست فوق تحت عنوان )ترانههاي حسن زيرك( شامل ترانههايي از آن مرحوم در راديو كرمانشاه و راديو تهران حوالي دهه 1340 است كه تدوين و به بازار عرضه شده است.
الحان طبيعي كردستان، از رود و نسيم و پرنده، هارموني زيبايي از نغمات را پديد آورده و نغمه و نوا و موسيقي در آن سامان حضوري هميشگي در ميان طيفهاي وسيع مردم دارد و صداي گرم و بينظير حسن زيرك از لالههاي آبيدر و باغ خوش كاني شفا و صداقت مردم كردستان نشات يافته است.
استاد حسن زيرك به سال 1300 در شهرستان بوكان استان كردستان چشم به جهان گشود و در سن 5 سالگي از مهر پدر محروم گشت و بدبختي و تلخي و سختيهاي فراواني چشيد و زندگي را در درون درد و رنج گذراند و عمري را در شهرهاي كردستان ايران و عراق سپري كرد و مدت زيادي در بخش كردي راديو بغداد همكاري كرد و از سال 1337 كه بخش راديو كردي ايران در تهران براي اولين بار افتتاح شد همكاري خود را با اين مركز آغاز كرد.
حسن زيرك گرچه بخاطر شرايط سخت زندگي از نعمت درس و تحصيل بيبهره ماند ولي استعداد كمنظيري در سرودن شعر و آهنگسازي كردي داشت و اين استعداد به همراه صداي منحصر به فرد، سبب گرديد كه خالق آثار مانا و ماندگاري در عرصه موسيقي كرد باشد و ترانههايش در سرتاسر كردستان محبوبيت يافت به شكلي كه اينك صداي او در جاي جاي مناطق كردنشين و در كوچهها و خيابانها و در خانهها و مغازهها طنينانداز گرديده است.
حسن زيرك كه در راديو كردي تهران فعاليت داشت با خانم ميديا زندي گوينده بخش كردي ازدواج كرد كه حاصل آن ازدواج دو دختر به نامهاي مهتاب )آرزو( و مهناز )ساكار( بود كه چند ترانه را براي فرزندانش اجرا كرده است.زندگي حسن زيرك هميشه با كوچ و آوارگي همراه بود و يكي از شهرهايي كه در آن مدت زيادي اقامت داشت كرمانشاه بود و همكاري او در اين شهر با هنرمندان برجسته كرمانشاهي همچون استاد مجتبي ميرزاده، محمد عبدالصمدي، اكبر ايزدي و بهمن پولكي سبب خلق آثار زيبايي شد.
سالهاي پاياني زندگي زيرك در تلخي و ناكامي گذشت و او در اين سالها ديگر آن بلبل خوشخواني نبود كه از بامداد تا شامگاه نغمهخواني كند. در منطقه بوكان قهوهخانهيي داير كرد و در ميان مردمي كه دوستشان داشت و دوستش داشتند آخرين نفسهايش را در رنج و بيماري كشيد و سرانجام در چهارم تيرماه 1351 در بيمارستان شهر بوكان به علت بيماري لاعلاج چشم از جهان فروبست و بر فراز كوه نالهشكن كه از كوههاي معروف و زيباي آن منطقه است به خاك سپرده شد.
استاد شهرام ناظري هنرمند بلند آوازه موسيقي سنتي ايران در خصوص صداي حسن زيرك چنين اظهار داشت: «در خصوص مرحوم حسن زيرك، در مجموع فقط ميتوانم بگويم كه يك انسان نابغه به معناي واقعي بود، يعني در همان لحظه كه وارد اركستر راديو ميشد و به اتاق ضبط ميرفت بداهتا هم شعر ميسرود، هم آهنگ ميساخت و هم آن را ميخواند كه تا كنون چنين موردي در موسيقي سابقه نداشته است و با توجه به اين نكته كه ايشان سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند اما موسيقي و شعر را به صورت الهامي و حفظ شده ميخواند و واقعا از افراد كاملا استثنايي و از نوابغ موسيقي كردي بودند و بنده در ميان خوانندگان كرد علاقه خاصي به صداي حسن زيرك دارم.»
سركار خانم ميديا زندي همسر حسن زيرك در كتاب چريكه كردستان در خصوص اين هنرمند مينويسد: «حسن زيرك بزرگمردي است كه در هر كجا كردي وجود داشته باشد و در هر كشور كردنشين همانند ستارهيي درخشان ميفروزد و آواي ملكوتياش دل هر دلداري را به جنب و جوش در مي آورد و ميتوان گفت هر كجا كرد باشد حسن زيرك نيز هست، چرا كه در هر خانه كردي آوا و آوازهاي او وجود دارد و همه روزه آواي لذتبخش اين نابغه بزرگ به گوش ميرسد و هيچگاه باور نخواهيم كرد كه حسن زيرك مرده باشد و تاكنون كه حدود 30 سال از درگذشت او ميگذرد هنوز وي در خانه هر كردي حضور دارد.»خانم زندي در ادامه همان بحث در مورد سختي و مشقتهاي مرحوم حسن زيرك چنين مينگارد: «حسن زيرك مدتي به عراق ميرود و در مسافرخانه فندق شمال به شاگردي ميپردازد و روزي هنگام نظافت كه مشغول زمزمه يكي از ترانههايش بوده مسافري به نام جلال طالباني )رهبر اتحاديه ميهني كردستان عراق( كه در آنجا اقامت داشته با شنيدن صداي حسن زيرك او را به راديو بغداد برده و در آنجا مشغول به كار ميشود و در سال 1337 به ايران بر ميگردد.
رفتار دولت وقت با حسن زيرك او را دچار مشكل فراواني كرد، بويژه وقتي كه دكتر شيخ عابد سراجالديني رييس وقت برنامههاي كردي راديو تهران بود به او اجازه كار نداد و اين كار سراجالدين چنان تاثير منفي بر دل لطيف حسن گذاشت كه ديگر هيچ وقت به راديو برنگشت و با دلي شكسته باروبند خود را به سوي بغداد پيچيد.
هنگامي كه به بغداد رسيد در آنجا نيز او را دچار مشكل كردند، او را گرفته و روانه زندان كردند، در آنجا حسن را به پنكه سقفي بسته و شكنجه داده بودند.
پس از رهايي از بغداد مجددا به تهران برگشت، در تهران نيز ساواك او را گرفت و شكنجه داد كه جريان شكنجهاش در ساواك را خودش در نوار گفته كه صداي او هنوز به يادگار مانده است و اين رويدادها نشان دهنده اين است كه حسن زيرك نه در ايران و نه در عراق روي خوشي و راحتي و آزادي را نديد.
در سالهاي 1341 تا 1343 در كرمانشاه بود و با راديو كرمانشاه همكاري داشت و به نظر من بيشتر اين درد و غمها و مصيبتي كه به حسن رسيده بود بخاطر عدم توجه حكومت وقت به هنرمند بزرگ كرد بود...»
همسر مرحوم حسن زيرك كه خودش گوينده بخش كردي راديو تهران قديم است در ادامه مينويسد: «حسن زيرك نزديك به هزار ترانه در تهران و كرمانشاه اجرا كرده بود و بخاطر همين ترانههاي او بودكه روزانه نزديك به دوهزار نامه نوشته ميشد و حتي درون نامه پول قرار ميدادند تا ترانه مورد درخواست آنان پخش شود و در كل برنامههاي كردي راديو تهران و كرمانشاه بخاطر صداي دلنشين حسن زيرك مورد توجه همه قرار گرفته بود و آن موقع هر روز دو بار برنامه )ما و شنوندگان( پخش ميشد و حسن زيرك با صداي رسا و لذتبخش خود باعث معروفيت و كيفيت و شكوفايي برنامههاي كردي در تهران و كرمانشاه شده بود و سيل نامههاي طرفداران ترانههاي او هر روز به راديو جاري بود اما پس از اين همه خدمت ، حسن زيرك را ديگر به راديو راه ندادند واو را از ياد بردند درحالي كه در 28 مرداد 1341 كه برد ايستگاه راديوي كرمانشاه به صد كيلو وات رسيده بود صداي حسن زيرك به همه شهرها و روستاهاي كردنشين ميرسيد. »
فاروق صفيزاده بورهكهيي ، از محققان ارزشمند در خصوص حسن زيرك مي نويسد: «حسن زيرك بيش از هزار و پانصد ترانه ساخته است و همه آهنگهاي ترانهها و بيشتر سرودههاي آن را خود ميساخته و ميسروده است. از آهنگهاي اين هنرمند بزرگ بيشتر ترانهسرايان امروز فارس و كرد و بيگانه و ترك نيز سود جستهاند وامروز هر آهنگي كه پديد ميآيد نشاني از آهنگهاي اين هنرمند را در خود نهفته دارد، هنگامي كه به آهنگهاي او گوش فرا ميدهي، زندگي را با همه آزارها و مويهها و رنجهايش درمييابي.بر همين پايه آهنگهاي حسن زيرك نشانه زندگي هر كرد آريايي رنجكشيده را در خود نهفته دارد.»استاد مجتبي ميرزاده نوازنده ويولون و موسيقيدان برجسته كه در تمامي آثار مرحوم حسن زيرك در دهه 1340 در اركستر راديو كرمانشاه نوازندگي و تنظيم آهنگهاي او را به عهده داشته در مورد اين هنرمند فقيد در گفتوگو با راقم اين سطور چنين اظهار داشت: «حسن زيرك با اينكه مطلقا سواد نداشت اما اشعار اغلب آثارش را به صورت بداهه و در آن لحظه كه ميخواند ميسرود و از حافظهيي بسيار قوي در حفظ شعرو آهنگ و مقامهاي كردي برخوردار بود و بايد گفت كه حسن زيرك هيچگاه در موسيقي كرد تكرار نخواهد شد چرا كه ماندگارترين و زيباترين نغمات كردي را خلق كرد و اينك نهتنها در ايران حتي در ميان كردهاي عراق، سوئد و ساير نقاط جهان آثار و نام و ياد او از مقام و منزلت والايي برخوردار است.»
سركار خانم مهناز زيرك )ساكار( دختر مرحوم حسن زيرك در يادداشتي درخصوص رفتن او به مزار پدرش با احساسي پرشور مي نويسد: «پس از درگذشت پدرم، به دليل كارمندبودن مادرم، وي مرتب مجبور بود سركار باشد و لذا ما نتوانسته بوديم از تهران به زادگاهمان كردستان برويم و مادرم نيز چون احساس مسووليت ميكرد حاضر نبود ما را به تنهايي به كردستان بفرستد. از همان دم نخست كه قرار شد براي دلجويي عزيزي از دسترفته برويم تصميم گرفتم حتما به زيارت آرامگاه پدرم نيز بروم و هر آنچه سالهاست در سينه پنهان كرده ام بازگويم و عقده دل را بگشايم.
بعد از رسيدن به شهر كوچك و زيباي مهاباد و دلجويي و تسليت به خانوادهيي، صبح روز بعد به سوي بوكان رهسپار شديم ويكي از همشهريان كرد قرار شد ما را به مقصد برساند و هنگامي كه راننده مقصد ما را دانست و فهميد كه فرزندي پس از سال ها دوري به ديدار پدر ميرود پدري كه امروز يكي از افتخارات فرهنگ و هنر كرد است بينهايت در حق ما لطف كرد بهگونهيي كه حتي حاضر نشد پول حقالزحمه خود را بگيرد.
آري به ديدار گوري سرد ميرفتم كه سالها بود كسي در آنجا خفته بود كسي كه در سراسر زندگياش مالامال از درد وآزار بود... از هنگامي كه وارد شهر شدم كوه نالهشكن كه آرامگاه مينوي پدر در آنجا قرار دارد خود را زيباتر از هميشه نمايانده بود و از دور با كوه ناله شكن نجواهايم را آغاز كردم، تو گويي پدر بود كه در برابرم ايستاده بود و به سخنانم گوش مي كرد و ميشنيد كه ميگفتم: كجايي پدر!؟ ما و مادر تنهاييم، تنها به تو، به تو احتياج داريم... چشمهايم را بستم و يك لحظه در عالم خيال خودم را در آغوش پدر ديدم اگرچه خيالي بيش نبود.اما لذتي وصفناپذر داشت، لذتي كه هنوز مستي آن از سرم بيرون نرفته است.»
استاد اكبر ايزدي از نوازندگان پيشكسوت كه در اكثر اركسترها به خوانندگي حسن زيرك، نوازندگي سنتور را به عهده داشته است در مورد او ميگويد: «حسن زيرك اعجوبه بداههخواني كردي و هم در شاعري و آهنگسازي بسيار توانا بود و حتي اشعار برنامه را خودش ميسرود وهيچگاه در صدايش ضعفي مشاهده نكردم و اصولا در خواندن و ساخت ترانه ها كردي از نوادر دوران و از برجستگان موسيقي كردي بود.»
دكتر محمد صديق مفتيزاده كه مقدمهيي بر كتاب «چريكهكردستان» مرحوم حسن زيرك نوشته ، شعري در وصف اين هنرمند با گويش كردي سروده كه اينك بر سنگ مزار او حك شده است كه برگردان به فارسي آن چنين است:«زيرك! در راه هنر زحمت بسيار كشيدي، زندگيات را در راستاي هنر فدا كردي، هيچگاه در زندگي حتي لحظهيي آرام نداشتي، رنج فراوان كشيدي و بسيار مورد ستم قرار گرفتي، روزگارت حتي يك دم بدون غم نگذشت كه چه در مقام هنر، بر بالاترين چكاد قرار داشتي.»
مرحوم حسن زيرك در راديو تهران آثاري به ثبت و ضبط رسانيد كه اغلب با ساز اساتيدي همچون استاد حسين ياحقي، استاد حسن كسايي، استاد جليل شهناز، جهانگير ملك، احمد عبادي و به سرپرستي زندهياد مشير همايون شهردار همراه بود. در خصوص شخصيت هنري حسن زيرك نظر استاد بيژن كامكار خواننده و نوازنده برتر كشورمان را نيز جويا شديم كه ايشان هم با اعلام اين مطلب كه علاقهزيادي به صداي مرحوم حسن زيرك دارد گفت:«حسن زيرك يكي از برجستگان موسيقي كرد به شمامي آيد و خيلي از آهنگهاي كردي يا فارسي كه الان به اجرا در ميآيد الهام گرفته از آثار آن هنرمند است و شهرت و محبوبيت حسن زيرك فقط محدود به مرزهاي ايران نيست بلكه در كشورهاي اروپايي وتمام نقاط كردنشين جهان امتداد دارد.»چندي پيش رييس شوراي اسلامي شهر بوكان در گفتوگو با نشريه سيروان )يكي از نشريات محلي استان كردستان( اعلام كرد كه عمليات اجرايي احداث مجتمع توريستي حسن زيرك و همچنين ايجاد خيابان 12 متري به نام وي تا محل آرامگاهش آغاز ميشود كه اگر اينچنين باشد بايد به مسوولان مربوطه و ذيصلاح منطقه بوكان دستمريزاد گفت و همچنين در سال گذشته فيلمي از زندگاني حسن زيرك در شهر سليمانيه عراق ساخته و تا چند ماه بر پرده سينماهاي شهرهاي كردستان عراق اكران شد كه در اين فيلم گوشه هايي از سختي و مشقتهاي اين هنرمند اصيل و ارزشمند را در ايران و عراق به نمايش گذاشته بود.







